مثلاً
-
تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 12:12
و مثلاً دردی نداریروز مثلاً آفتابی ست،تو مثلاً شادمانیدر گذری،مثلاً نمی بینندت.همه مثلاً خوشحال،همه مثلاً آسوده.همه مثلاً خشنود،و تو هم مثلاً خوشحال.زندگی ادامه داردمثلاً در صلح.پرنده ها مثلاً آزاد،اینده مثلا روشن،همه مثلاً به فکر همه،هر کسی دوست، مثلاً.همه مثلاً به فکر تو،و به فکر جهان.و روز مثلاً ...
کجاها؟ *
-
تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 12:12
میخوند:به کجاها برد این امید ما را ...پرسید که: به کجاها می بره؟گفتم: میبره به "کجاها"،"کجاها" جاییه که نمیشه تعریفش کرد،با هیچ کلمه ای و عبارتی،"کجاها" زیباترین جای دنیاست،بهترین چیزا رو میشه در "کجاها" پیدا کرد،فقط باید امید داشت،و ادامه داد ...و ادامه داد ........و ادامه داد ............ + نوشته ...
هیچی - همینطوری
-
تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 12:12
خوشا امشو که مهمون شماییمکبوتر بر لب بوم شماییمترش رویی نکن مهمون عزیزهخدا دونه که فردا شو کجاییم + نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲ ساعت 7:37 توسط رسا | Adblock test (Why?)
اسمشو هر چی میخوای بذار
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 13:24
درهای آسمان که بازه، بهترین ها رو برای دیگران آرزو کنیم. بهترین هایی که نمیدونیم چی هستن. خیلی دوستت داره. بخواه ازش. حتما بهت میده. قطعا. بدون تردید.تنها چیزی که ازت میخواد استفاده ی درست، از همه ی چیزاییه که داده شده و داده میشه. فقط همین. به گند نکشونیمشون و بیراهه مصرفشون نکنیم. + نوشته شده در چ...
ارتباط سالم *
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 13:24
وقتی در یک رابطه،افکارت،نظراتت،و حرفاتو باید سانسور کنی،فقط برای اینکه ارتباط ادامه داشته باشه،اون دیگه یک رابطه سالم نیست،چون تو،دیگه خودت نیستی. + نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ ساعت 10:14 توسط رسا | Adblock test (Why?)
آخرین ها
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 13:24
با این همه چه سست است این دنیای شریر بزرگ؛از جنس بالِ پروانههاست.--بهاران وشهرهای بزرگ وطاعونهابر فراز تاریخ، شناورندبر فراز تو و من که دلداری میخواهیم.--پَرپَر بالهایرنگارنگیگرفتار طوفانی سختبر فراز دریاچه.--تو نیزدیرزمانی پیشافکندهایآخریننگاهت را گفتهای آخرینکلامت را. (یان کاپلینسکی, ترجمه: محمدرض...
فقط لحظه ای ...
-
تاریخ: 1402/7/10 ساعت: 19:17
....گوش کنوزش ظلمت را میشنوی؟من غریبانه به این خوشبختی مینگرممن به نومیدی خود معتادمگوش کنوزش ظلمت را میشنوی؟در شب اکنون چیزی میگذردماه سرخست و مشوشو بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن استابرها، همچون انبوه عزادارانلحظهی باریدن را گویی منتظرندلحظهایو پس از آن، هیچ....(فروغ فرخزاد) + نوشته شده...
زیر صفر درجه
-
تاریخ: 1402/7/10 ساعت: 19:17
گل ها هم مثل آدمها می میرند،آرام آرام ...شبنم های یخ زده صبحگاهی،شاهد نفوذ سرما از لبه برگ است.درست مثل انگشتهای یخ زدهو سوزش در هزاران نقطه،...هیچ آتشی تاب این سرما را ندارد،تنها گرمای دست توست،که زندگی را برمیگرداند،به این دستان یخ زده. + نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۴۰۲ ساعت 19:5 توسط رسا | Ad...
ماه مهر
-
تاریخ: 1402/7/10 ساعت: 19:17
طاقت بیار،چند روز بیشتر نمونده،سنگینی ماهه،در مدار 60 درجه،که بهت فشار میاره.پ.ن. منتظرم هر چه زودتر این روزها تمام شود. + نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 6:50 توسط رسا | Adblock test (Why?)
هوای پر از خواستن *
-
تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 18:19
غنچهای در دستمغنچهای در وسط حنجرهامغنچهای در حركاتم، كلماتم، قلبمغنچهای روی لبتغنچهای روی تنتغنچهای روی هوسها و نفسهايتغنچهها میخواهند،در هوایی كه پر از رايحهی خواستن است،آخرين حد شكفتن را فرياد كنند.(عمران صلاحی)پ.ن. دور بودن از اینجا عین جدایی از عزیزی است که لحظه به لحظه با توست و با خاطره هایش ز...
بیقراری
-
تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 18:19
دوستت دارمدوستت دارم و دلم تاب تحمل این همه عشق را ندارد.دلم از سینهام بزرگتر میشود.دلم مرا به بیقراری میکشاند.عشقی که از میان آن همه تجربههای دردناک گذشته باشد و باز همچنان باشد، جز این نمیتواند باشد...(فروغ فرخزاد) + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 21:30 توسط رسا | Adblock test ...
نوشتن، پاک کردن و خط زدن *
-
تاریخ: 1402/5/26 ساعت: 18:07
.مخاطب كه تو باشى ...مگر جز عاشقانههاىِ پر از دلتنگى ...متن ديگرى هم مىشود نوشت؟! اصلاً....براى از "تو"نوشتن، پاك كردن و خط زدنِ ...هيچ واژهاى لازم نيست! بس كه ساده و صريحی ...دلبر جان" و اصلاً تو همان جانى كه بر دل نشسته ...!(علی قاضی نظام) + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 17:48 توس...
حکایت هفته پیش در پولند *
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 13:35
تو دور از منی، منْ بیحال و حوصلهام؛ و لاجرم، وقتی که تو را میبینم جز خستگیها و اندوه و ناراحتیها و گلایهها و شکایتها چیزی ندارم که به تو دهم... اگر تو باشی دیگر از این ملال اندوه چیزی باقی نخواهد بود، دیوانه! آخر آمدهای که امتحان کنی؟(احمد شاملو)مثل_خون_در_رگهای_من + نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۴...
عشق در سرزمین من *
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 13:35
.و تو، هر جا...و هر کجای جهان که باشی ...باز به رویاهای من بازخواهی گشت ...تو مرا ربوده، مرا کشته، مرا به خاکستر خوابها نشاندهای. هم از این روست که هر شب تا سپیدهدم ...بیدارم.عشق همین است در سرزمین من،من، کشنده خوابهای خویش رادوست میدارم.(سید علی صالحی) + نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 18:4...
سرنوشت
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:42
آدمهایی که سرنوشت به هم پیوندشون داده، همیشه همدیگه رو پیدا میکنن.(ویچر) + نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:50 توسط رسا | Adblock test (Why?)
ABANDONED
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:42
همینجا. چند هزار کیلومتر دورتر. یک روز بارانی و مه گرفته. بعد از ظهر شنبه.و تمام. برای همیشه و آخرین بار.از ویچر: آینده های احتمالی زیادی هستند و همه به تصمیمات تو بستگی دارد ... کسایی که از چیزی که تو هستی می ترسن، بار اضافه هستن. ولشون کن. + نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:40 توسط رسا...
فقط خودمان
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:42
ما،برای ادامه دادن،هیچکسی را نداریم ...جز خودمان.(چارلز بوکوفسکی)و در نهایت، همه ی ما، روزی به این حقیقت میرسیم که نمیتوانیم به هیچ کسی جز خودمان تکیه کنیم.شاید غم انگیز باشد، ولی در انتها، همه، یک روز، با تمام وجود، این واقعیت را درک میکنند.- لحظات سختی بود. خیلی سخت. نمیخواستم فکر کنم که از خودخوا...
عاشقت شده ام
-
تاریخ: 1401/12/10 ساعت: 17:01
دوست دارم برایت چای بریزم، قوری سنگین رابلند کنم و آرام سرش را پایین بیاورمتا جوهر خوش عطرش در فنجان چینیِ تو بخار کند.یا وقت هایی که این جا نیستی، یا سرِ کاریدوست دارم به دستانِ کاسه شده ات فکر کنم که جرعه ای می نوشی،جرعه ای با نیم خندِ رنگ پریده ی لبانتدوست دارم بپرسم: با شیر یا شکر؟و جواب هایی که...
عجب !!!
-
تاریخ: 1401/12/10 ساعت: 17:01
لارسن: نمیفهمم چطور میشه عشق رو ابتذال خوند.زنورکو: لارسن کوچولوی من گوش کنید، میخوام براتون یک افسانهی قدیمی اینجا رو تعریف کنم. این قصهایه که ماهیگیرهای پیر شمال وقتی تور ماهیشونو رفو میکنن زیر لب زمزمه میکنن. زمانی بود که زمین به انسانها سعادت ارزانی میداشت. زندگی طعم پرتقال، آب گوارا و چرت زیر آ...
…
-
تاریخ: 1401/12/10 ساعت: 17:01
حس آرامش بخش بوسه یکاشته شده بر لبهایم،در رویا.به یاد لحظه ای که،میتوانست واقعیت داشته باشد. + نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 20:35 توسط رسا | Adblock test (Why?)